|
تولد
فصل تولد من  فصل عبور بارون
دوباره قطره قطره مي شكنه قلب ناودون
بغض تو گلو نشسته يخ زده خنده هامون
صداي باد و شيشه دلم آروم نميشه
سخت نفس كشيدن گريه امون نمي ده
به دل ميگم حيا كن آسمون و رها كن
بشين و كنج شب ها اشك هاتو رو به راه كن
با دلي قرص ومحكم آينه رو نگاه كن....
بگو كه سخت پرواز! بگو كه سخت آواز!
سخت به اون رسيدن سخت بدون ، پر وبال
تا آسمون پريدنُ... سوي تو پر كشيدن!
بارون دونه دونه.. آروم و عاشقونه..
ميباره توي چشمام ميپاشه روي گونه..
هواي سنگين و سرد اين همه غصه و درد
دلشوره هاي يك مرد! مردن... برگ هاي... زرد
زخم هاي دلواپسي تنهايي و بي كسي
كلاغ هاي بي خِرد.. مشتم و وا مي كنند!
مترسك... هاي...نامرد.. پشتم و تا مي كنند..!
غربت بارون و ابر بس ديگه... چقدر صبر!؟
بس ديگه... چقدر صبر!؟ بس ديگه... چقدر صبر!؟
هيچ جور آروم نميشه! اين دل ريشه ريشه.!.
بارون غم مي باره.. رو تن خيس شيشه
فصل تولد من فصل كمي تر شدن
تر شدن و پريدن پريدن و دور شدن
رفتن..و..بارور شدن! سفيد و پاك تر شدن!
دوباره لونه كردن.. ابر و بهونه كردن..!
غم شدن و...باريدن برف شدن و نشستن.
تولدم مبارک
تبریک بگو و بعد برو؟
|