تبليغاتX
شاپرک
شاپرک



نامرد

 

یکی بود یکی نبود ! اول که بود تو بودی و اون که تو قلب تو نبود من بودم

یکی داشت و یکی نداشت ! اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

یکی خواست و یکی نخواست ! اون که خواست تو بودی و اون که نخواست از تو جدا شه من بودم

یکی گفت و یکی نگفت ! اون که نگفت تو بودی و اون گه گفت دوستت دارم من بودم

 

 

یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتت هستم ولی هیچ وقت فکر اون خنجری که پشتت قایم کرده بودی و نمیکردم

 

 

 

دیروز و فردا با هم تبانی کردند

دیروز با خاطرات تلخ فریبم داد

فردا با وعده های واهی خامم کرد

وقتی چشم گشودم امروزم هم رفته بود

 

 

خدایا یاریم کن اگر جایی چیزی شکستم دل نباشد

یکشنبه سوم آبان 1388  توسط شاپرک  |

 

رمضان

سلام

رمضان آمد

یکشنبه یکم شهریور 1388  توسط شاپرک  |

 

بی وفا

اتل متل جدایی ... عروسکم کجایی ...

گاو حسن پریشون ... یه دل داره پر از خون ...

عشقم رفته هندستون ... خونم شده قبرستون ...

یه عشق دیگه بردار ... یه دنیا غصه بردار ...

اسمشو بذار بچگی ... تا آخر زندگی ...

آچین و واچین تموم شد ... عمر منم حروم شد ...

 

 

عاشق و مجنونت شدم ‌، نخونده مهمونت شدم ، کلی پریشونت شدم ، شمع تو شمدونت شدم ،

خاک تو گلدونت شدم ، خادم دربونت شدم ، عمری غزل خونت شدم ،

 اما بازم نیومدی

 

 

به هرکس دل سپردم بی وفا شد

چو پابندش شدم ازم جدا شد

نمیدانم از اول بی وفا بود

یا که من نازش کشیم بی وفا شد

یکشنبه چهارم مرداد 1388  توسط شاپرک  |

 

انتخابات

این روزها چه خبره تو سراسر ایران همه از انتخابات حرف میزنند چه کوچک چه بزرگ ؟

روز جمعه روز انتخاب شدن رئیس جمهور ما است باید بریم و رای بدیم ؟

حالا شما به کی رای میدی ؟

 محمود احمدی نژاد ؟

 میر حسین موسوی ؟

 مهدی کروبی ؟

 محسن رضایی ؟

چهارشنبه بیستم خرداد 1388  توسط شاپرک  |

 

تولدم

تولد

فصل تولد من
فصل عبور بارون

دوباره قطره قطره
مي شكنه قلب ناودون

بغض تو گلو نشسته
يخ زده خنده هامون

صداي باد و شيشه
دلم آروم نميشه

سخت نفس كشيدن
گريه امون نمي ده

به دل ميگم حيا كن
آسمون و رها كن

بشين و كنج شب ها
اشك هاتو رو به راه كن

با دلي قرص ومحكم
آينه رو نگاه كن....

بگو كه سخت پرواز!
بگو كه سخت آواز!

سخت به اون رسيدن
سخت بدون ، پر وبال

تا آسمون پريدنُ...
سوي تو پر كشيدن!

بارون دونه دونه..
آروم و عاشقونه..

ميباره توي چشمام
ميپاشه روي گونه..

هواي سنگين و سرد
اين همه غصه و درد

دلشوره هاي يك مرد!
مردن... برگ هاي... زرد

زخم هاي دلواپسي
تنهايي و بي كسي

كلاغ هاي بي خِرد..
مشتم و وا مي كنند!

مترسك... هاي...نامرد..
پشتم و تا مي كنند..!

غربت بارون و ابر
بس ديگه... چقدر صبر!؟

بس ديگه... چقدر صبر!؟
بس ديگه... چقدر صبر!؟

هيچ جور آروم نميشه!
اين دل ريشه ريشه.!.

بارون غم مي باره..
رو تن خيس شيشه

فصل تولد من
فصل كمي تر شدن

تر شدن و پريدن
پريدن و دور شدن

رفتن..و..بارور شدن!
سفيد و پاك تر شدن!

دوباره لونه كردن..
ابر و بهونه كردن..!

غم شدن و...باريدن
برف شدن و نشستن.

تولدم مبارک

تبریک بگو و بعد برو؟

سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  توسط شاپرک  |

 

( تو )

حالا دیگه ترانه هام ترانه بی کسیه

حالا دیگه شبای من شبای دلواپسیه

نمیدونم چرا دلت از دل من جدا شده

رفتی و کار هر شبم گریه ی بی صدا شده

کاشکی فقط یه روز بیای واسه یه لحظه دیدنت

منتظرن چشای من  منتظر رسیدنت

وقتی ( تو ) بودی آسمون برام پر از ستاره بود

سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  توسط شاپرک  |

 

اسیر ؟

پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است ؟

تنها دقایقی چند تأخیر کرده است ؟

گفتم امروز هوا سرد بوده است ؟

شاید مؤعد قرار تغییر کرده است ؟

آینه خندید به سادگیم و گفت ؟

احساس پاک تو را زنجیر کرده است ؟

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی ؟

گفت خوابی سالها دیر کرده است ؟

در آینه به خود نگاه میکنم ؟

عشق او عجیب مرا پیر کرده است ؟

راست گفت آینه که منتظرنباش ؟

او برای همیشه دیر کرده است ؟

 

 

آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری

آخه مگه حرفی زدمٍ‌‌ ، زخم زبونی میزدم

آره همش بهونه بود ، مسأله یار دیگه بود

دلت هوایی شده بود ، کارم از کار گذشته بود

برو با یارت عزیزم ، رها کن این تن منو

الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده ، یارتو تنها نذاری

که مثل من اسیربشه ، آواره از خونه بشه

منم یه قول بهت میدم ، یه روز فراموشت کنم

قلبم و سنگینش کنم ، عشقتو خاکستر کنم

اگه یه روز خواستی گلم کسی و نفرینش کنی

بگو که مثل من بشه ، زجر جدایی بکشه

 

 

آنقدر عرض کوچه را در انتظارت قدم زدم که یادم رفت کدام سمت کوچه بن بست است . حالا دیگر در هر طرف بیایی فرقی نمی کنه ... غریبه ای

 

 

یکی یکی میرفتیم و کاتب سرنوشتمان را با خطی زرین می نوشت نوبت به من که رسید قلم از قلمدان افتاد و شکست ، کاتب با خطی تیره و تار نوشت اسیر سرنوشت

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388  توسط شاپرک  |

 

سربازی

سلام ببخشید بعد از مدتها اومدم

دیروز یه نامه ای اومد که توی اون نوشته بود که باید در تاریخ ۱۸/۴ برم خدمت سربازی این مدت هم که نبودم مسافرت بودم یعنی حدودا نصف ایران و دیدن کردم که طی دوسال سربازی هیچ مسافرتی نمیتونم برم ولی هنوز دنبال معافی هستم شاید طی این سه ماه بتونم از خدمت سربازی معاف بشم شما هم دعا کنید .

 

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388  توسط شاپرک  |

 

معذرت

سلام خیلی خیلی ببخشید من چند روزی بود که ناخوش احوال بودم و بیمارستان بستری بودم انشاءالله تا چند روز دیگه آپ جدید میزارم

دوشنبه بیستم آبان 1387  توسط شاپرک  |

 

تنهایی

چهارشنبه هفدهم مهر 1387  توسط شاپرک  |

 

 



امید هستم تنهای تنها . اهل هنر و گرافیک . متولد اردیبهشت ،
در کل دوست داشتنی هستم
art_graphic_10@yahoo.com

پروفایل :www.shaparak90.blogfa.com/profile

art_graphic_10@yahoo.com

 

 

نامرد
رمضان
بی وفا
انتخابات
تولدم
( تو )
اسیر ؟
سربازی
معذرت
تنهایی

 

آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آبان 1387
مهر 1387

 

 

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
اینجا اول جاده است
هنر و دوست داران هنر
عشق
سحر
دختر همیشه تنها
تو دل برو
پری + عشق
آسمان مال من است
کلبه صمیمی
کلبه متروک
غربت من
سکوت تنهایی
قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme